من اینجا غریبم !!!!!
|
من تنهاترین تنهای تنهایم
87/05/30 تقدیم به خودم که هیچم و پوچم و تنهایم تنها به دنیا میای تنهایی بزرگ میشی تنهایی مدرسه میری تنهایی پارک میری تنهایی عاشق میشی تنهایی میخندی تنهایی اشک میریزی تنهایی زیر بارون میری تنهایی زندگی میکنی تنهایی تنها میشی تنهایی از دنیا میری امید همیشه تنها بوده هست ومی ماند ومیمیرد... اميدوارم كه هيج كس تنها نمونه و تنها نشه
دنیا را نگه دارید ...
دلم خیلی گرفته ...
87/05/12 يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چي ؟ گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش مي گيره ... گفتم: يه خواهش دارم . وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار . گفتي : باشه !چشم ... حالا امروز من دارم گريه مي کنم اما آسمون نمي باره ... تو هم اون دور دورا ايستادي و بهم مي خندي چقدر دوست داشتم یك نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟ چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس كه هیچ كس نبود ... همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم! با تویی كه ازكنارم گذشتی وحتی یك بارهم نپرسیدی چراچشمهایم همیشه بارانی است
وقتی من مردم مرا در تابوت سیاهی قرار دهید تا همه بدونند در تاریکی زندگی می کردم... چشمهایم را با زکنید تا همه ی مردم بدانند چشم به راهش بودم... دستهایم را از تابوت بیرون آورید تا همگان بدانند به انچه می خواستم نتوانستم برسم... قلبم را بشکافید تا همه ببینند نام زیبایش بر روی قلبم کشیده شده... به عشقم بگویید بر سر مزارم پابرهنه راه برود تا زیر پایش را ببوسم انگاه بفهمد که نمرده ام و زنده ام
مسافر
87/04/02 غصه نخور مسافر ما هم اینجا غریبیم از دیدن نور ماه یه عمر بی نصیبیم فرقی نداره بی تو بهارمون با پاییز نمیبینی که شعرام همه شدن غم انگیز غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نیست اینجا ولی آسمون اشک ریختنم بلد نیست غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت فدای برق ناز اون چشای قشنگت غصه نخور مسافر تلخه هوای دوری
من که اینو میدونم که تو چقدر صبوری غصه نخور مسافر بازهم میای به زودی ما رو بگو چه کردیم از وقتی تو نبودی غصه نخور مسافر غصه اثر نداره از دل تو میدونم هیشکی خبر نداره غصه نخور مسافر رفتیم تو ماه اسفند اردیبهشت که میشه تو برمیگردی لبخند غصه نخور مسافر همیشه اینجوری نیست همیشه که عزیزم راهت به این دوری نیست غصه نخور مسافر تولده دوباره غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره غصه نخور مگه تو کنار دریا نیستی من چشم به رات میمونم ببین تو تنها نیستی غصه نخور مسافر غصه کار گناه نیست سفر یه امتحانه به جون تو بلا نیست غصه نخور مسافر تو خود آسمونی در آرزوی روزی که بیایی و بمونی
سلام تنهایی من اومدم
87/03/22 توبه میکنم دیگر کسی را دوست نداشته باشم حتی به قیمت سنگ شدن توبه میکنم دیگر برای کسی اشک نریزم حتی اگر فصل چشمانم برای همیشه زمستان شود چشمانم را میبندم توبه می کنم دیگر عاشق نشوم قلبم را دور می اندازم برای همیشه......
خیلی سخته اون کسی که گفت واسه چشمات میمیره بره و دیگه سراغی از تو نگیره . خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی. خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی. خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد سلام تنهایی من اومدم...
هیشکی من و دوست نداره
87/03/19 هیشکی من و دوست نداره این و خودم خوب میدونم واسه همینه که همش تو تنهایی هام میخونم واسم شده یه عادتی هر کی میاد زودی میره بی خیال دلم میشه میگه که دلش اسیره آخه خدا من دل دارم به کی بگم درد دل و منم دوس دارم به یکی بگم نرو از پیشم نرو تنهایی هام شده قفس واسه دل داغونم کاش میشد یکی بیاد بگم واسه همیشه پیشت میمونم دارم دیگه من میمیرم تو غربت ترانه هام ترانه خونه شهر شدم از دست این تنهایی هام آره من آخر میدونم توی تنهایی میمیرم با حسرت یه عشق پاک خودم و تو گور میبینم این روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه گرد روی آینه ها فقط غم زندگیه این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه آرزوی عاشقا یه شب کبوتر شدنه ...
دلیل رفتنت (مجید خراطها)
87/03/13 نه باورم نمیشه که تو من و ازیاد ببری تولدم شد بی وفا از نیومد خبری چشمای من خشک شد به در حالا کی بی وفا تر بال و پرش دادم ولی دیگه واسم نمی پره این و بدون دستای من گرمیه دستاتو میخواد تورو به عشقمون قسم اون روزارو یادت بیار
حتی دیگه خدامونم به دادمون نمیرسه گریه نکن که دستمون به دست هم نمیرسه تورو خدا بهش بگین صبر منم سر اومده خدا به من بگو چرا خوشی به من نیومده بهش بگین سراغشو از کسو ناکس میگرم بهش بگین اگه نیاد تو انتظارش میمیرم آخه چرا نگاه اون چنگی به دل نمیزنه میگن یکی تو قلبشه جونم آتیش میزنه فقط خدا ازت میخوام دست توی دستاش بذارم جز آرزوی دیدنش هیچ آرزویی ندارم بازهم میگم دوست دارم کاش عشقمون جون بگیره برگرد بیا به کلبمون دل سروسامون بگیره
ببخش اگه قسمت نشد توی چشمات نگاه کنم یا سر رو شونت بذارم اسم تو رو صدا کنم تو هم من و بذار برو اما بدون رسمش نبود جز تو آخه کیو دارم دلیل رفتنت چی بود اون که نخواست پیشم باشی باید خودش صبرم بده خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده
حتی دیگه خدامونم به دادمون نمیرسه
نامه (متن آهنگ فرزان)
87/03/11 توی این نامه ی آخر واسه من نوشته بودی واسه این قلب عاشق تو مثل فرشته بودی تو نوشتی اگه دوریم تو دل هم خونه داریم هرجای دنیا که باشیم عشق و یاد هم میاریم
کار از این حرفا گذشته تو دیگه برنمی گردی از همون لحظه بریدی که خداحافظی کردی تو بگو با چه امیدی چشم به راه تو بمونم وقتی که از توی چشمات ته قصه رو میخونم
اگه دل بریدی از من دل من هنوز باهاته رفتنت من و سوزونده نوبت خاطراهاته میدونم تموم حرفات نازمهربون بهونس
کاش میدیدی که همیشه چشم تو چراغ خونس کاشکی حرفای تو راست بود کاشکی رفتنت سراب بود عمر عشق سرنمیومد تموم غصه یه خواب بود
تقصیر (متن آهنگ امیر غلامی)
87/03/08 هرکی اومد تو زندگیم میبردمش تا آسمون امروز میشد رفیق راه فردا واسم بلای جون نمیشه قلب عاشق و به دست هر کسی سپرد نمیدونم بد میاورد یا چوب سادگی شو خورد هر چی که به سرم اومد تقصیر هیچ کسی نبود هرچی که بود پای خودم تو قصه هام کسی نبود هیچکسی عاشقم نشد هیچکی سراغم نیومد جواب کار خودم هر چی بلا سرم اومد تقصیر هیچکسی نبود هرچی که بود به پای من فقط تو بعد از این نیا میون لحظه های من رفاقتت مال خودت منت نذار رو سر من این قصه ها تموم شده دیگه نیا دور و ورم
عاشقانه ها
87/03/08 يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد . اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود. دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دخترچشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش نمیدانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکایم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ بااینکه دوست داشتم باتمام وجوددادبزنم به خاطر تو..گفتم به خاطرهیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ بااینکه دلم می خواست دادبزنم به خاطردل تو..گفتم بخاطرهیچ چیزپرسیدم : توبخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود گفت:بخاطر کسی که بخاطرهیچ چیززندست بخشندگي رااز گل بياموز، زيراحتي ته كفشي كه لگدمالش ميكندراهم خوش بوميكند
|
|
|